افسانهها و قصههای آذربایجانی داستانهای فارسی - قرن 14
افسانهها و قصههای آذربایجانی داستانهای فارسی - قرن 14
در این کتاب سه داستان درباره روباه فراهم آمده که عبارتاند از: "سفر زیارت قبر پیر"، "عروسی" و "تولکی و گرگ". در داستان نخست تولکی ـ به زبان آذری به معنای روباه است ـ که مدتی است گرسنگی کشیده، برای یافتن شکار از لانه خارج میشود. او در خرابهای، مقداری پارچه کهنه مییابد و آنها را بر سر و روی خود میآویزد و عصایی نیز در دست میگیرد. تولکی پس از مدتی پیادهروی با مرغی مواجه میشود و در پاسخ سوالش که به کجا میرود، میگوید به زیارت قبر پیر میرود. مرغ نیز با او همراه میشود. پس از چندی خروس، گنجشک و کلاغ نیز با او هم سفر میشوند. شب هنگام تولکی آنها را به بهانه استراحت به لانهاش میبرد و سرانجام نیز همه آنها را کشته، میخورد.