داستانهای تخیلی خواهران - داستان داستانهای کارتونی
داستانهای تخیلی خواهران - داستان داستانهای کارتونی
اين كتاب جلد دوم از مجموعه «آنا و السا» است. صبح روز بعد «آنا» تلاش كرد تا احساس عجيبي كه از ديشب داشت را فراموش كند. او به خودش گفت من فقط خسته شده بودم. او از لحظات خوبي كه با «السا» بود خاطرات زيادي داشت. آنا و السا به همراه «كريستف» و آدم برفي «اولاف» و «اسون» گوزن شمالي در جنگل قدم ميزنند. اين بهترين صبح زمستاني بود. آنا دستش را پر از برف كرد و يك گلوله ساخت و به طرف كريستف كه به نظر ميرسيد عصباني است پرتاب كرد و خنديد و...