داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
در این کتاب مصور، افسانهی مرد نقاشی بازگو میشود که پس از دیدن حقیقت، در جست وجوی آن، خود، جزوی از حقیقت میشود. در کتاب آمده است: "زیبایی حقیقی نایاب و دور از دسترس است. حقیقت زیبا، دستیافتنی نیست بلکه خودش مییابد و با خودش میبرد. حقیقت فرار است و هرگز در یکجا باقی نمیماند. اگر برای دمی هم او را ببینی و تجربهاش کنی، این به تمام زندگی میارزد و ارزش مردن را دارد. بعد از دیدن زیبایی حقیقی، بدون آن زیستن، زندگی نیست و پس از دیدن آن زیبایی، مردن، مردن نیست".