داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان حاضر، با موضوع اجتماعی است. «زهرا» دختری زیبا، درسخوان و سر به هوا است، که در کنار مادر زحمتکش، پدر غرغرو و سه برادرش زندگی میکند. به دلیل بیماری اعصاب پدر، مادر بار زندگی را بر دوش میکشد. زهرا بیشتر اوقات خود را با دوستش «مهناز» به خوشگذرانی میپردازد. روزی زهرا، با پسری به نام «کامران» آشنا میشود و خیلی زود به وی اعتماد میکند. بعد از چند ماه کامران او را با وعده و وعید به یک میهمانی دوستانه میبرد و زهرا در آنجا توسط دوستان کامران مورد اذیت و آزار قرار میگیرد، در حالی که کامران در این مدت بیهوش شده بود، با آگاه شدن از موضوع، بعد از چند روز سکته میکند. زهرا بعد از گذراندن روزهای سخت، در رشتة پزشکی تهران قبول شده و با آشنایی با دختری عرب که پدر و مادرش اهل کوفه هستند، با بسیاری از مسائل زنان عرب و همچنین عشق به حسین(ع) آشنا شده و وارد زندگی معنوی جدیدی میشود.