داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستاني عاطفي است که نويسنده آن را با پرداخت مناسب شخصيتها و توصيف عميقترين احساسات و افکار آنها و همچنين با بيان دقيق جزئيات صحنهها نگاشته تا خواننده را از ابتدا تا انتهاي کتاب با خود همراه سازد. در داستان ميخوانيم: «همينکه «آرش» چشم گشود به نظرش رسيد که از خوابي عميق و طولاني برخاسته است. سرش بهشدت درد ميکرد، دنياي اطراف را تار ميديد. دست راستش را پس از گچ گرفتن، با پارچه پهنه سفيدرنگي، به گردنش آويخته بودند».