داستانهای تخیلی داستانهای کودکان و نوجوانان هیولا - داستان
داستانهای تخیلی داستانهای کودکان و نوجوانان هیولا - داستان
«کانر»، کارآگاه شماره یک مأموریت جدیدی از بخش کنترل مأموریت وزارت هیولاها دریافت میکند مبنی بر اینکه درختان در حال سقوط روی صخرهها هستند. کانر به همراه سگش «تریکسی»، سوار بر دوچرخهاش میشود تا به محل مأموریتش برود. او با تحقیقاتی که انجام میدهد متوجه میشود که با یک هیولای کلهماری باید مبارزه کند که هر کس به چشمهایش نگاه کند فوری تبدیل به سنگ میشود و... .