داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
رمان حاضر، داستانی با موضوعات اجتماعی، جنگ و عاشقانه است. «سلمی» در کودکی و در اهواز، با پدر عرب، مادر بختیاری، خواهرش «اسماء» و برادرانش «مسلم» و «سلیم» زندگی سرشار از خوشبختی را میگذراند. به زودی اقوامی از شهر به روستا آمده و در خانة آنها ساکن میشوند. بعد از مدّتی، آنها ادعای مالکیت روستا را میکنند و بدین ترتیب با دو دسته شدن مردم روستا، جنگ و خونریزی و کشتار به وجود میآید. «اسماء» و پدر «سلمی» نیز در این بین قربانی میگردند و «مسلم» نیز در جنگ کشته میشود. «سلمی» نگهداری از مادر که از اندوه به مرز جنون رسیده است و برادرش «سلیم» را بر عهده میگیرد. او با سختی فراوان ادامه تحصیل میدهد و به مدّت چهار سال در بیمارستان پرستاری میکند. «سلمی» چند سال پیش در دمشق نسبت به فردی به نام «حبیب» شکست خورده و اینک ترسان از عشق و شروع زندگی جدید، به عشق بیریای «دکتر الهی» بیپاسخ است. او با آشنایی با دختری فلسطینی و مجروح به نام «حنان» و شنیدن سرگذشت آوارگی و عشق او، به دید تازهای نسبت به جنگ، عشق و زندگی میرسد و به سوی زندگی جدید گام برمیدارد.