شعر کودکان و نوجوانان
شعر کودکان و نوجوانان
«مانی» موهای بلند و فرفری داشت. مادر مانی به او گفت که باید به آرایشگاه برود و موهایش را کوتاه کند؛ ولی مانی از آرایشگاه خیلی می ترسید و به حرف مادرش گوش نمی داد. یه روز که مانی با دوستش جواد دوچرخه بازی می کرد، زمین خورد و توی گل ها افتاد. موهای مانی لابه لای خار گل ها گیر کرد. او نمی توانست موهایش را از خارها جدا کند. مادر مانی به او کمک کرد و موهایش را از توی خارها درآورد از آن به بعد مانی مرتب به آرایشگاه می رفت و آقای سلمونی موهای او را اصلاح می کرد. این داستان همراه با تصاویری رنگی و کتابی خشتی به چاپ رسیده و متن آن در قالب شعر کودکانه، برای گروه سنی الف و ب سروده شده است.