داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
ترانه دختری نوزدهساله است که با مادربزرگ خود در یکی از محلههای قدیمی تهران زندگی میکند. پدر و مادر او از هم جدا شدهاند و همین موضوع باعث شده که ترانه در برههای از زمان به زندگی و جامعه دید خوبی نداشته باشد. اما با آشنا شدن با پسری راستگو به نام «علیرضا» و حوادث متعاقب آن افکارش را نسبت به زندگی تغییر میدهد و در آرامش و ایمان به زندگی خود ادامه میدهد، بدون این که خود را به دست تقدیر و عوامل تحمیلی همچون جدایی و نگاه جامعه به فرزندان طلاق بسپارد.