داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
"فرناز" و "شاهین" که برای تعطیلات به ایران آمدهاند، پس از یک ماه به لندن بازمیگردند تا شاهین، تحصیلش را در رشتهی پزشکی ادامه بدهد. در بدو ورود به لندن، همراه دایی شاهین به خانهی وی میروند. در آنجا متوجه میشوند "پرینا"، دختر خانواده، دچار مشکل روانی شده و هیچکس، حتی دکترها سر از ناراحتی وی درنیاوردهاند. فرناز تصمیم میگیرد با وی صحبت کند. او از بین حرفهای پرینا متوجه میشود که عاشق عموی دوست ایرانی خود شده است. اما روزی که آندو با یکدیگر قرار داشتند در اثر بیاحتیاطی پرینا، رانندهی تاکسی که وی سوار شده، دختر را از شهر خارج کرده و... فرناز در صدد پیدا کردن راهچاره برمیآید و سعی در کمک به پرینا دارد اما در این میان خود گرفتار مشکلات زندگی شده و برایش اتفاقهای زیادی رخ میدهد.