داستانهای تربیتی داستانهای حیوانات
داستانهای تربیتی داستانهای حیوانات
در دریاچهای آرام، قورباغههای جوان با شادی بالا و پایین میپریدند. یک گاو تشنه برای نوشیدن آب آمد و متوجة قورباغههای کوچک نشد، بنابراین بسیاری از آنها را له کرد و کشت. وقتی قورباغة مادر بازگشت، قورباغههای جوان آن حادثة وحشتناک را برای او بازگو کردند. مادر میخواست بداند آن حیوان چقدر بزرگ بوده است، بنابراین با عصبانیت شروع به باد کردن خود کرد، تا این که اتفاق وحشتناکی افتاد. این داستان از مجموعه «داستانهای آموزنده از زندگی حیوانات» به دو زبان فارسی و انگلیسی به چاپ رسیده است.