هنر - روانشناسی هنر - درک و شناخت ارزشها
هنر - روانشناسی هنر - درک و شناخت ارزشها
امروزه انسانها در رابطه با هنر خودشان را سرزنش ميکنند و فکر ميکنند مشکل از نداشتن دانش کافي يا بيبهره بودن از ظرفيت احساسي لازم آنها است. اين کتاب چنين استدلال ميکند که مشکل، عمدتاً در شخص نيست، در شيوهاي است که نهادهاي هنري به هنر فکر کرده، آن را ميفروشند يا ارائه ميکنند. از آغاز قرن بيستم رابطه انسان با هنر تضعيفشده است، چون عميقاً و به شکل نهادينهشدهاي از پاسخ به سؤال «هدف هنر چيست» اکراه دارد. اين سؤالي است که در اين کتاب به آن پرداخته شده است.