شعر فارسی - قرن 14
شعر فارسی - قرن 14
در ابتدای این مجموعه،((منوچهر آتشی ـ شاعر معاصر)) درباره سراینده مینویسد: ...((پژک شاعری مدرنیست است از نوع بیشتر شاعران مدرن ما که در نگرش شاعرانه و کنش با کلمه مدرن هستند و از جنس زمان خود سخن میگویند...در غزلهایش هم مدرنیست است، زیرا زبانش رویکردی دارد به سمت شعر کردن روزمرگیها....به ویژه با طنز پیدا و پنهانی که بار مفاهیم جدی را به دوش میکشد یا بهرهگیریاش از مصداقهای غیر متداول یا فعلسازی از اسم و قید و غیره...و در مجموع نوعی نحو شکنی معنایی که از دیدگاه من، واقعیتر و پسامدرنتر از نحو شکنی ظاهری و واژگانی است، زیرا بیشتر ریشه در شعر کهن فارسی دارد تا تقلید ژورنالیستی از پست مدرنیسم وارداتی)) .این مجموعه ذیل سه عنوان کلی ـ ((کنار گمشده تو))، ((ساقه رویاهای من در خون است)) و ((همیشگیها)) ـ به چاپ رسیده است .در قطعه ((دو نیمه یک تنهایی)) میخوانیم :هم این که از تو کسی باشم/ برای خود/ کافیست/ بگذار برقصم /!با گیسوان خونم در باد/ بگذار برقصم/ به هیات صاعقهای/ در سماع غیور حیات/ تا بر مدار چشمانت/ در جنون جهان سهمی داشته باشم/ ....