شعر فارسی - قرن 14 نثر فارسی - قرن 14 شعر مازندرانی - قرن 14 - ترجمه شده به فارسی
شعر فارسی - قرن 14 نثر فارسی - قرن 14 شعر مازندرانی - قرن 14 - ترجمه شده به فارسی
در کتاب حاضر داستانی مازندرانی گنجانده شده است. خانوادة «حاج قلی تُجّار» سالها در شهر «رویان» در منطقة «طبرستان» زندگی میکردند. «حاج قلی» روابط خوبی با رجال سرشناس و قاضی القضات شهر داشت. قاضی مردی شصت ساله و هوسباز بود و در حالیکه همسر خود را از دست داده بود، کنیزکان جوان را در عمارت خود نگه میداشت. قاضی با دیدن «مهتاب» خواهان وصلت با او میشود و پدرخواندة وی «حاج قلی» و همچنین مادرش با دادن پاداشها و وعدههای قاضی، به این وصلت رضایت میدهند. «مهتاب» روزی با گل سرخی درد دل میکند و از او الهام میگیرد. در شب عروسی، «مهتاب» معجون خوابآوری به قاضی میخوراند و خود به دیدار معشوقش، «سهراب» میرود تا برای شروع زندگی جدید و دلخواه همراه هم شهر «رویان» را ترک کنند.