مرزبانبنرستم، 302 ق. مرزباننامه - اقتباسها داستانهای آموزنده داستانهای فارسی
مرزبانبنرستم، 302 ق. مرزباننامه - اقتباسها داستانهای آموزنده داستانهای فارسی
کتاب حاضر، داستانی آموزنده اقتباسی از باب نهم «مرزبان نامه»، داستان عقاب و آزاد چهره است که با زبانی ساده و روان برای گروه سنّی (ب) و (ج) نگاشته شده است. در داستان میخوانیم: ««آرش» و «پریا» که در خانة عمّه جانشان در حال خوابیدن بودند، یکدفعه صدای پدرشان را میشنوند و به پایین پلهها میدوند. امّا وقتی به پذیرایی میرسند فقط عمه جان را میبینند که دارد با قاب عکس حرف میزند و صدای پدر بچهها نیز از عکس بیرون میآید. «آرش» و «پریا» تصمیم گرفتند از این موضوع سر در بیاورند. آنها گردنبندی را از پشت آینه پیدا کردند. وقتی «پریا» گردنبند را به گردنش انداخت، طوفان شدیدی شد و بچّهها را به سرزمینی دیگر با ظاهر پرندهها برد.»