شعر فارسی - قرن 14 ادبیات عامه - ایران - کندلوس
شعر فارسی - قرن 14 ادبیات عامه - ایران - کندلوس
قصهها، افسانهها و اساطیر بخش تفکیکناپذیر فرهنگ هر جامعه است که در اذهان و افواه عمومی شکل گرفته و در بسیاری از آنها اندیشهها، تخیلات، آمال و آرزوهای نسلهای متمادی موج میزند. ما از این حکایات، که تا به امروز سینه به سینه حفظ شده و به ما منتقل گردیده است، تجربیات گذشتگان را میآموزیم. یکی از این روایتهای مستند قصۀ مینا و پلنگ در دهکدۀ کندلوس است. "مینا" دختری بسیار زیبا و مهربان بود که صدای خوب و دلنشینی داشت. در یکی از روزهای فصل بهار، دختران دهکده برای چیدن سبزی به کوههای سرسبز اطراف میروند. مینا با صدایی دلنشین ترانههای محلی را میخواند. پلنگی صدای زیبای او را میشنود و شیفتۀ آن صدا میگردد. در روزهای بعد پلنگ عاشق برای دیدن مینا به دهکده میآید و کمکم عشقی دوسویه به وجود میآید. در یکی از روزهای پربرف زمستانی مینا به اتفاق خانوادهاش برای دیدن اقوام به دهکدۀ دیگر میرود. پلنگ وقتی به دیدن مینا میآید و او را نمییابد با تعقیب ردپایش به آن دهکده میرود. با ورود پلنگ ولولهای در دهکده میافتد و مردم هراسان در خانهها پنهان میشوند. مینا زمانی که درمییابد این آشوب به خاطر او برپا شده و پلنگ برای دیدار او آمده است، بیرون میآید و به سمت دهکدۀ خویش بازمیگردد. او از شدت سرما در راه بیمار میشود، پلنگ او را بر پشت میگیرد و به خانهاش میبرد ولی دخترک میمیرد و پلنگ مجنون نیز وقتی از مرگ مینا باخبر میشود، تا صبح چنان مینالد که میمیرد. کتاب حاضر روایتی منظوم از داستان مینا و پلنگ در دامنههای البرز است.