داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
رمان حاضر، ماجرای زندگی دختری به نام «ساغر» است. ساغر یک دختر پرورشگاهی است و بهترین دوستش، سارا نام دارد. آنها با تلاش و جدیت به زندگی ادامه داده و در رشتة پرستاری وارد دانشگاه میشوند. برای تأمین هزینة دانشگاه، ساغر پرستاری از پیرزنی ثروتمند به نام «جهانبخش» را بر عهده میگیرد. «بردیا» نوة خانم جهانبخش است که شروع به امر و نهی کردن ساغر میکند. این کشمکشها سرانجام به عشق و عاشقی و ازدواج ختم میشود و این در حالی است که ساغر، با وارد شدن به خانة خانم جهانبخش رازهایی از زندگی خود و پدر و مادرش در مییابد که توسط «مریم»، دختر خانم جهانبخش فاش میشود.