داستانهای کانادایی - قرن 20م.
داستانهای کانادایی - قرن 20م.
در رمان حاضر اوضاع ملت الجزایر هنگام حملة فرانسه ترسیم شده است. ماجرا، مربوط به زندگی دختری است که از آلمان به مونترال میرود و در آنجا در رشتة روانشناسی کودکان فارغالتحصیل میشود. دختر قلبی مهربان دارد و سعی دارد دکتری خوب و دوست خوبی برای دیگران، به خصوص برای «اسیتا» ـ اهل هندوستان ـ باشد. او در مونترال با «موریس»، مردی اهل الجزایر آشنا شده و با او ازدواج میکند. در حالی که زندگی با «موریس» را رویاگونه ترسیم میکند، «موریس» به الجزایر رفته و عضو جنبش مقاومت میشود. او با وجود آنکه به فرانسه علاقه شدیدی دارد، برای بیرون راندن دشمنان فرانسوی، درگیر جنگ میشود. دختر نیز به الجزایر میرود و اقدامات سودمندی انجام میدهد، امّا مشاهدة چهرة وحشتناک الجزایر و نزدیکی مرگ به دلیل جنگ، او را به مونترال میکشاند. «موریس» در جنگ کشته میشود و دختر نیز بعد از سالها خاطرات خود را برای نوهاش «مارا» تعریف میکند.