حشرهها - ایران داستانهای تخیلی
حشرهها - ایران داستانهای تخیلی
چهارمین کتاب مصور و رنگی از مجموعه "شهر حشرهها "درباره عنکبوت کوچولویی است که یک روز در خانهاش دانهای گرد و بزرگ میبیند که نمیداند دانه چیست و با آن باید چه کار کند .کرم خاکی پیر به عنکبوت کوچولو میگوید که باید دانه را بکارد تا سبز شود ;اما مدتها میگذرد و جوانهای از خاک بیرون نمیآید .سرانجام در پی ماجرایی عنکبوت کوچولو و دیگر حشرات در مییابند که آن دانه تخم یک نیلوفر آبی است که در آب پرورش مییابد .آنها تخم نیلوفر آبی را در آب برکه میگذارند و چند روز بعد در آب برکه گل بسیار زیبایی میبینند .