نمایشنامه فارسی - قرن 14
نمایشنامه فارسی - قرن 14
«سلطان مار» داستانی طنز از زندگی شاه و وزیری است که فرزند ندارند. به توصیه درویشی از درختی که باغ آن توسط دیوها محافظت میشود، دو سیب سفید و قرمز چیده و به همسرانشان میدهند تا صاحب فرزند شوند. پسر شاه به صورت مار متولد میشود. شاه با شنیدن این خبر به پیشنهاد وزیر خودکشی میکند و مقام او به طور موقت به وزیر واگذار میشود. پسر بزرگ میشود و متوجه میشود هرگاه بخواهد میتواند از جلد مار خارج شود. او باید بنا به توصیه پدر با «خانم نگار»، دختر وزیر ازدواج کند. وزیر وقایع ثبت شده را عوض میکند تا مانع این ازدواج شود. «سلطان مار» جلد را کنار مینهد و خود را به دختر مینمایاند.