داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«امين»، پسر كوچكي است كه مادرش فوت كرده و پدرش قصد دارد براي ادامه تحصيل به اروپا برود. امين، از رفتن پدرش ناراحت است اما با حضور آقاي «گلستاني» معلم موسيقياش كمي احساس آرامش ميكند. عمه امين و دخترانش «سميرا» و «سهيلا» به خواست پدر امين به خانه آنها آمدهاند تا با امين زندگي كنند. اما هنوز آرامش نشانه خود را به امين نشان نداده بود كه عمهاش فوت ميكند و شوهر عمهاش بنا به دلايلي به زندان ميافتد و ...