داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
اين داستان درباره يك بيمار است كه در بيمارستان به سر ميبرد. راوي كه خود به دليل يك بيماري در بيمارستان است مرد بيمار را در كافي شاپ ميبيند. او بسيار لاغر اندام است و مشخص است كه شيميدرماني او را از پاي در آورده است. راوي به سراغ مرد ميرود، او به گرمي راوي را ميپذيرد اما تمايلي ندارد كه نام خود را به او بگويد. مرد تنها سخني كه به راوي ميگويد آن است كه او بسيار تنهاست و هيچكس را ندارد. راوي تمام تلاشش را ميكند تا با او ارتباط برقرار كند كه در اين مسير متوجه ميشود كه درمان او چندين ميليون تومان هزينه دارد و... .