داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، با موضوع روابط مهرانگیز انسان و حیوان برای جوانان به نگارش درآمده است. در خلاصة داستان آمده است: «عبدالحسین خان» تنها مونس خود «شمسالملوک» را بر اثر بیماری از دست میدهد. او که فردی بذلهگو و حاضرجواب بود، زیر فشارهای روحی به یک انسان بیدل و دماغ و ایرادگیر و زودرنج تبدیل میشود. روزها یکنواخت و کسالتبار میگذشت تا اینکه هنگام شام خوردن گربهای به خانة او میآید و بدون ترس و با اعتماد فراوان در غذا خوردن با «عبدالحسین خان» شریک میشود. «عبدالحسین خان» نام او را «آقا ماشال» میگذارد. از آن روز «آقا ماشال» همدم و مونس او میشود. تا جائیکه «آقا ماشال» در بعضی از کارهای خانه نیز سهیم میشود. نه تنها «عبدالحسین خان» بلکه تمامی اهالی محلّه، به «آقا ماشال» علاقمند و خواهان دوستی با وی میشوند. «آقا ماشال» با وجود اینکه گربهای بیش نیست، امّا سازگاری، دوستی و مهربانی را به «عبدالحسین» و اهالی نشان میدهد.