شعر فارسی - قرن 14
شعر فارسی - قرن 14
در این کتاب اشعاری منثور بامضامین متفرقه گردآمدهاست که اینک نمونهای ازآن درج میگردد: یادت هست آن صبحگاه که آرام خفته بودیم ناگاه صدایی دژخم فریلد کشید آرش را میان سلولش به دارآویختند و به سوگ نشستیم گریستیم یادش بخیر آن شبهای بیسحررا بیآن که بامداد بیآن که روزن نوری بیآنکه خورشید و در آن ظلمت طاقتفرسا صدای شلاق بود و آهن صدای در بود و چرخش کلید صدای شلاق بود به تن خستهی ما...