داستانهای فارسی
داستانهای فارسی
کتاب مصور حاضر، داستاني است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در اين داستان يک روز صبح، آقا معلم خواست سوار ماشين بشود تا به مدرسه روستا برود و به دانش آموزان مدرسه درس بدهد. او سوار ماشين اش شد و بهطرف مدرسه راه افتاد. هنوز کمي راه نرفته بود که يکدفعه ديد، گاوي بسيار بزرگ، وسط جاده ايستاده و تکان نميخورد.