داستانهای حیوانات
داستانهای حیوانات
این داستان کوتاه خیالی که برای خوانندگان گروه سنی "ج "و نوجوانان تالیف شده، ماجرای گروهی سگ است که با زیرکی از شر یک گله گرگ خونخوار و یک گروه روباه مورد اعتماد انسانها خلاص میشوند و خود در خدمت کدخدا و مردم روستا قرار میگیرند . زمان داستان، زمستانی سرد و کم غذا است .سگها از دو طرف مشکل دارند .از یک سو مورد حمله گرگهای گرسنه قرار میگیرند و تکه تکه میشوند، از سوی دیگر به روستای محل سکونت انسانها نمیتوانند نزدیک شوند، چون در آنجا روباهها اعتماد انسانها را جلب کرده و در مقابل مقدار اندکی غذا، از روستا مراقبت میکنند و با نزدیک شدن حیوانات درنده، سرو صدا راه انداخته، انسانها را با خبر میکنند . بنابراین رئیس سگها به چارهاندیشی میپردازد و با طرح نقشهای زیرکانه که توسط سگ زرد جوان و زرنگی به مرحله اجرا در میآید، طی دو مرحله، ابتدا گرگها را به طمع رفتن به سرزمین گوشتهای فراوان، به سرزمینی دور میفرستد که تمام آنها در رودخانهای خروشان غرق و نابود میشوند .سپس روباهها را به طمع به دستآوردن گوشت زیاد، از روستا دور میکنند، سگها جای آنها را میگیرند، با کداخدا و مردم روستا طرح دوستی میریزند و روباهها را هنگام بازگشت به روستا کتک زده وادار به ترک آنجا میکنند .