داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستاني فارسي است که در آن نويسنده نشان ميدهد که زندگي بدون عشق اصلاً ممکن نيست. هر جا که پاي عشق به ميان ميآيد عقل و تدبير کاري از دستشان برنميآيد. در داستان ميخوانيم: «کوچک بودم که از دروديوار بالا ميرفتم، در شلوغکاري يک شري بودم. در دوره ابتدايي کلاس درس که تمام شد، سريع به خانه ميآمدم وسايلم را در خانه ميگذاشتم و با بچهها براي بازي به کوچه ميرفتم و از لحظهلحظه ثانيهها لذت ميبردم. غافل از اينکه چه روزهاي بدي پيش رو دارم».