داستانهای روسی - قرن 19م.
داستانهای روسی - قرن 19م.
افسر جواني كه پالتوي نظامي و كلاه سوارهنظام بر سر داشت وارد يك مهمانخانه ميشود و بر اثر حوادثي كه رخ ميدهد با يك كنت هماتاق ميشود، افسر جوان كنت را ميشناسد او «توربين» است و شهرت زيادي در دوئل كردن دارد. آنها قبلا با هم براي انجام يك مأموريت به «لبديان» رفته بودند، حالا سؤالات زيادي در ذهن افسر جوان ايجاد شده مانند اينكه چه كسي «سابلين» را كشت؟، چه كسي «ماتنفا» را از پنجره بيرون انداخت؟ و ... كه ميخواهد پاسخش را از زبان توربين بشنود و ...