جغدها - داستان
جغدها - داستان
سه بچه جغد با نام "سارا"، پرسی" و "بیل" با مادرشان در یک سوراخ در تنۀ درخت زندگی میکردند. یک شب وقتی از خواب بیدار شدند، مادرشان را نیافتند. آنها به فکر فرو رفتند و احتمالات مختلفی را در نظر گرفتند. سارا گفت: "من فکر میکنم رفته باشد شکار". آنها از لانه بیرون آمدند و بر روی درخت به انتظار نشستند. پرسی گفت: "شاید هم روباه شکارش کرده!" سپس در آرزوی بازگشت مادر چشمهایشان را بستند. طولی نکشید که مادر آمد. او نرم و آرام از میان درختان به طرف سارا و پرسی و بیل پرواز کرد.