فمینیسم و علم
فمینیسم و علم
نویسنده در این اثر استعارهی سایبرگ را برای بحث در باب روابط علم، فنآوری و فمینیسم سوسیالیستی مطرح میکند. وی نشان میدهد که فرهنگ فنآوری دوگانهانگاریهای قدیمی اندیشهی غربی را مانند ذهن/ بدن، من/ دیگری، فیزیکی/ غیرفیزیکی/ انسان/ حیوان، انسان/ ماشین، مرد/ زن، واقعیت/ ظاهر، و حقیقت/ خیال به چالش کشانده است. وی معتقد است: ما دیگر قادر نیستیم در قالب این دوتاییها و یا حتی در قالب هویتی بیولوژیکی تفکر نماییم. در واقع ماسایبرگ شدهایم، مخلوطی از انسان و ماشین که سویهی زیستشناسانهی ما با سویهی الکترونیکی و مکانیکی درهم گره خورده است... سایبرگ، اندامهای سایبرنتیکی، پیوندی از ماشین و اندامه، مخلوق واقعیت اجتماعی و به همان اندازه مخلوقی داستانی است... در ظاهر امر، سایبرگ دقیقا فرمانبردارترین بنده در هر رابطهی ممکن ارباب/ بنده است. او هیچ آرمان ذهنی از آزادی را درسر نمیپروراند و صرفا به محرکها پاسخ میدهد... از یک نظر، جهان سایبرگ در صدد تحمیل نهایی یک شبکهی کنترل برکرهی خاکی است، در شرف تجدید نهایی تجسم یافته در اکتشافات جنگ ستارگان است که به نام دفاع برپا شده است، در صدد به انحصار درآوردن نهایی بدن زنان در یک عیاشی مردسالارانهی جنگ است. از منظرهی دیگر، جهان سایبرگ، جهانی است دربارهی واقعیتهای جسمانی و اجتماعی موجود که در آن مردم نه دلهرهای از خویشاوندی خود با حیوانات و ماشینها دارند، و نه ترسی از هویتهای همیشه ناتمام و دیدگاههای متناقضنما". "داناهاراوی" همچنین تاکید میکند: "من هیچ زمان دیگری را در تاریخ سراغ ندارم که اینچنین ضرورت اتحاد سیاسی برای مقابلهی موثر با سلطههای "جنسیت"، "تمایل جنسی"، "نژاد" و "طبقه" احساس شود". کتاب حاضر دربردارندهی این مقالات است: رویای کنایی یک زبان مشترک برای زنان در مدار مجتمع، هویتهای منکسر، سلطه در برابر انفورماتیکهای سلطه، اقتصاد کار خانگی خارج از خانه، زنان در مدار مجتمع، و سایبرگها: اسطورهای از هویت سیاسی.