افسانههای عامه - ادبیات کودکان و نوجوانان
افسانههای عامه - ادبیات کودکان و نوجوانان
این داستان مصور و رنگی در سرزمینی به نام "دلیرستان" روی میدهد که پادشاهی دانشمند و دانشدوست به نام "عادل شاه" بر آن حکومت میکند. پادشاه مقرر میکند که اگر کسی در سالروز سلطنتش اختراعی شگفت بیاورد، هرچه بخواهد به او میدهد. در روز موعد، مردی ژندهپوش و زشترو، اسبی چوبین به محضر عادل شاه میآورد و ادعا میکند که آن اسب قادر به پرواز کردن است. آن مرد درازای اختراعش، وصلت با دختر پادشاه را طلب میکند. پادشاه این خواسته را برنمیتابد و دستور میدهد تا او را به زندان بیفکنند؛ اما مرد در همین لحظه، اسب را در حالی که فرزند شاه ـ کامران ـ بر آن سوار است به پرواز درمیآورد. اسب به سرعت ناپدید میشود و تا مدتها باز نمیگردد. تا این که در روز اجرای حکم اعدام آن مرد، شاهزاده کامران، همراه با همسرش ـ کتایون ـ سوار بر اسب به دلیرستان میآیند. پادشاه مرد را میبخشد و با خواستهاش موافقت میکند. گروه سنی "ج" مخاطبان این داستان هستند.