داستانهای تخیلی داستانهای ترکی
داستانهای تخیلی داستانهای ترکی
كودك صبح زود از خواب بيدار شد و با «تيتي» گربه خاكستري و »تاتا» سگ زرد رنگش الاكلنگ بازي كرد، سگ و گربه خسته شدند، كودك تير و كمانش را برداشت تا به شكار برود. او 40 پرنده شكار كرد اما رئيس دزدها به زور پرندهها را از پسر گرفت و به خانهاش برد. پسر به دنبال رئيس دزدها رفت و با عصاي جادويياش ابرفيل را احضار كرد و ... گفتني است اين كتاب مصور به دو زبان فارسي و آذري، ارائه شده است.