داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«صدف»، دختر جوان، زیبا و دانشجویی است که مادرش در خانه یکی از ملاکان و سرمایهداران تهران با نام آقای «تهرانی» کار میکند. يك روز که روز عید هم بود صدف، صبح خیلی زود به خانه آقای تهرانی میرود تا کارهای خانه را انجام دهد چون آن روز آنها ميهمان داشتند. او در ابتدا میز صبحانه را میچیند که به یکباره پسری جوان و خوشتیپ با یک تکسرفه او را به خود میآورد، صدف او را نمیشناسد اما وقتی پسر خود را معرفی میکند متوجه میشود که او پسر برادر خانم تهرانی است که در کودکی با هم همبازی بودند و... .