داستانهای فرانسه - قرن 20م.
داستانهای فرانسه - قرن 20م.
در کتاب حاضر، «تومک» نوجواني است که در يک روستا مغازه بقالي دارد. او آرزو دارد دلتنگيهايش را با سفر به دور دنيا کمتر کند؛ روزي «هانا» دختري نوجوان به فروشگاه او ميآيد تا از تومک آبنبات بخرد. تومک عاشق دختر ميشود. «هانا» به تومک ميگويد رودخانهاي به نام «رودخانه وارونه» وجود دارد که هرکسي از آب آن بنوشد، عمرش جاودانه ميشود. تومک که علاقه دارد تا دنيا را ببيند و از طرفي عاشق دختر نيز شده است، تصميم ميگيرد تا از پيله تنهايياش بيرون بيايد و دنيا را کشف کند. او در حقيقت در جستوجوي هانا که کسي او را نديده است و معلوم نيست اصلاً وجود داشته است يا نه، راهي يک سفر پرماجرا ميشود. مراحل مختلف و جاهاي عجيبي مثل جنگل فراموشي، کوه مقدس و جزيره غيرواقعي را در مسير سفرش تجربه ميکند؛ تا اينکه به رودخانه وارونه ميرسد. اکنون قصد دارد تا از آب جاويدان آن بنوشد.