داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
اين رمان داستان زندگي زني را روايت ميكند كه در سي سالگي به عنوان سرپرست خانوار به كار روي خودرو شخصي خود در يك مؤسسه كرايه اتومبيل ميپردازد و از اين منظر اتفاقاتي در زندگي او به وجود ميآيد. در بخشي از اين داستان ميخوانيد: «افسردگي حال هر روز من هم هست و شايد احوال همه زنهايي كه حواسشان هست كه در چه گودالي افتادهاند، وقتي دخترند، دلتنگي و تنهايي تهديدشان ميكند، خاصه براي آنها كه چشم به راهاند، چه ميگويم؟ زنها ...».