داستانهای اجتماعی
داستانهای اجتماعی
«مینا» و «سینا» مشغول بازی با جوجه بودند که مینا به درون حوض افتاد. هوا سرد بود، مادر و «دایی پیام» به سرعت مینا را به درون اتاق و کنار شوفاژ بردند. اما مینا از سرما میلرزید، سینا علت را از دایی پیام که در ادارة برق کار میکرد پرسید. دایی پیام علت را درست استفاده نکردن از انرژی حرارتی دانست و سپس به سینا و مینا نشان داد که چطور میتوانند در مصرف انرژی صرفهجویی کنند. این داستان اجتماعی که مخاطبان آن گروه سنی «الف» و «ب» هستند با موضوع «چگونگی هدر نرفتن انرژی برق» به چاپ رسیده است.