داستانهای تخیلی داستانهای علمی
داستانهای تخیلی داستانهای علمی
"استنلی" میخواست به همراه مادرش به فروشگاه برود، اما فراموش کرده بود که لنگه کفشش را کجا گذاشته است. او به یاد یک ضربالمثل قدیمی افتاد که میگفت: "فیلها هیچ چیزی را فراموش نمیکنند". استنلی برای پی بردن به معنای این جمله به سراغ کتاب دانستنیهای شگفتانگیز رفت و به همراه ماهیاش، دنیس، سفری را آغاز کرد و اطلاعاتی را دربارۀ فیلها به دست آورد. او دریافت که فیلها هیچوقت هنگام مهاجرت راه را گم نمیکنند و درست از همان راهی که رفتهاند، بازمیگردند. استنلی با استفاده از این شیوه توانست کفشهایش را پیدا کند. کتاب حاضر به همراه اطلاعاتی دربارۀ فیلها و سرگرمی برای گروه سنی "ب" به چاپ رسیده است.