شعر فارسی - قرن 14
شعر فارسی - قرن 14
"سایه عمر "سرودههایی است از "رهی معیری "که در قالب غزل به نظم کشیده شده در کنار آن چند رباعی و اشعار پراکنده به طبع رسیده است" .شاهد افلاکی "نخستین غزل این مجموعه است :چون زلف توام جانا، در عین پریشانی/ چون باد سحرگاهم، در بی سر و سامانی/ من خاکم و من گردم، من اشکم و من دردم/ تو مهری و تو نوری، تو عشقی و تو جانی/ خواهم که تو را در بر، بنشانم و بنشینم/ تا آتش جانم را، بنشینی و بنشانی/ ...