خاطرات داستانهای کوتاه
خاطرات داستانهای کوتاه
کتاب مصور حاضر، مجموعه داستانهاي کوتاه است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شدهاند. «پيکان عنابي عشق»، «کبابي امتحان»، «باد پاييزي چهارباغ»، «اشکنه بي روغن»، «حقالسکوت»، «عروسي بيد»، «يلدا درماني»، «ولفانگ»، «کاداو»، «آب و آيينه»، «سال تحويل خانوادگي»، «اين خنجر است»، «به آسمان نگاه کنم»، «پاي شيطان را ببند» عنوانهاي برخي از داستانهاي اين کتاب هستند. در داستان «پيکان عنابي عشق» ميخوانيم: «خاله «تابان» قبل از اينکه بپرد، از فرودگاه رم تلفني گفته بود حوصله تهران ماندن ندارد».