داستانهای ژاپنی - قرن 21م.
داستانهای ژاپنی - قرن 21م.
در یکی از روزهای گرم تابستان، آساهی در حین گشت و گذار در اطراف خانه، به طور تصادفی به گودالی مرموز برمیخورد. این گودال عمیق و تاریک، او را کنجکاو میکند و او را به دنیایی عجیب و فراواقعی میکشاند. در اطراف این گودال و در حین جستجوهایش، او با موجودات و افرادی غیرعادی و گاهی وهمآلود روبرو میشود که به نظر میرسد فقط خودش قادر به دیدن آنهاست. این موجودات شامل حیواناتی هستند که به شکل انسان رفتار میکنند یا انسانهایی که رفتاری حیوانی دارند، و مرز بین این دو را محو میکنند. هرچه داستان پیش میرود، تجربه آساهی با گودال و موجودات اطراف آن، عمیقتر و پیچیدهتر میشود. او تلاش میکند تا با شوهر و خانوادهاش درباره اتفاقاتی که برایش میافتد صحبت کند، اما آنها حرفهای او را جدی نمیگیرند یا نمیفهمند، که این موضوع به احساس تنهایی و انزوای او دامن میزند. مرز بین زندگی عادی و تجربیات فراواقعی آساهی به تدریج ناپدید میشود و خواننده نیز در این تردید غرق میشود که آیا این اتفاقات واقعاً رخ میدهند