داستانهای حیوانات
داستانهای حیوانات
کتاب مصور حاضر، داستانی از حیوانات است که با زبانی ساده و روان برای گروههای سنی (ب) و (ج) نگاشته شده است. در داستان میخوانیم: «در روزی از روزها و در آستانه رسیدن فصل بهار، «علی» و «عباس» تصمیم گرفتند که برای عیدشان ماهی بخرند. بنابراین هر چی پول توی قلک داشتند برداشتند که ماهی بخرند، از میان ماهیها، ماهی قشنگی چشم اون دو تا رو خیلی گرفت. بنابراین تصمیم گرفتند که همون ماهی رو بخرند و یک تنگ هم گرفتند و ماهی زیبا رو هم انداختند توی اون و با خوشحالی هر چه تمام به خانه آمدند. از آن روز زندگی ماهی کوچولو در داخل تنگ کوچک که همچون قفسی بود آغاز شد».