داستانهای روسی - قرن 19م.
داستانهای روسی - قرن 19م.
راوی داستان (ن ـ ن) جوانی روسی و مرفه و بشاش که علاقهمند به مسافرت است و در سفرهایش با شخصیتهای مختلف آشنا میشود. او طی اقامت در شهر کوچکی در آلمان دلباختهی بیوهای زیبا میشود، اما این زن، عاقبت او را رها میکند. راوی برای رهایی از وابستگی روحی آن زن، در شهر دیگری اقامت میکند و بر حسب تصادف با خواهر و برادری اهل روسیه آشنا میشود و به مرور به آن دختر دل میبندد و به تدریج خاطرات زن بیوه را فراموش میکند. این دختر که برادرش او را "آسیه" میخواند، شخصیتی متکبر، باهوش و در عین حال زیباست که زندگی عجیبی را از سر گذرانده است. او از گذشتهی خود بیزار است. آسیه نزد برادر به عشق خود به راوی اعتراف میکند. اما راوی به راحتی از این مسأله میگذرد. خواهر و برادر روس سرانجام به سرزمین دیگری میروند و راوی سالهای سال در جستوجوی آسیه برمیآید و از یافتن او ناکام میماند.