داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
مطمئناً یکی از سختترین مجادلهها، جدال انسان با خودش است. جرقهی آونگ وقتی زده شد که مشغول تصوّر اندازهی سختی یک چنین جدالی بودم. در ذهنم تجسم میکردم، چه مقدار شهامت نیاز است تا انسانی با خودش منصف باشد؟ شخصیتی شکل گرفت و برایش، نبردی سخت تدارک دیده شد. او موانع و دل بستگیهایی داشت و کسانی که کنارش ایستادند. وظایف و دغدغههایی داشت و بیمها و امیدهایی. با هیجان و شوق، قدم به قدم، همراهی ش کردم و او، افتان و خیزان این راه سنگلاخ را طی کرد. فرازهایش باشکوه و فرودهایش حزن آلود بودند. میایستاد در حالی که میاندیشید: اینجا آخر خط است و پس از چندی باز، میرفت! و دیری نینجامید که او برایم به سان انسانی حقیقی درآمد و اندکاندک، تبدیل به دوستی عزیز شد.