داستانهای فارسی کودکان و حیوانها - داستان
داستانهای فارسی کودکان و حیوانها - داستان
کتاب مصور حاضر، داستاني است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ج) نگاشته شده است. در اين داستان هنگام بازگشت بهسوي خانه بهآرامي در خياباني قدم ميزد که درختان بلند و سرسبز پارك آن را در برگرفته بودند. به آسمان نگاه کرد، انبوه شاخ و برگ درختان مانند چتري همهجا را پوشانده بود و خورشيد از روزنههاي بين آنها چشمک ميزد. نسيم آرامي ميوزيد که برگها را به رقص درآورده و صداي برخورد آنها همراه با آواز پرندهها آهنگ گوشنوازي ساخته بود. همهچيز زيبا و دوستداشتني بود. او احساس خوبي داشت که به سبکي پرواز پرستو، سبک و آرام کرده بود.