داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«شهر شرنگ»، داستاني جنايي است كه در آن «طلايه»، دختر يكي از سرمايهداران ايراني ربوده ميشود. «ثريا»، مادر طلايه به واسطه «كاميار» باغبانشان با مردي به نام «يعقوب» آشنا ميشود و از او ميخواهد بدون حضور پليس، طلايه را پيدا كند. يعقوب مدتي را در زندان بوده است و حالا براي پيدا كردن طلايه، اطلاعاتي كه از زندان به دست آورده، كمكش ميكند. پيدا كردن طلايه حقايقي را براي او روشن ميكند كه مسير زندگياش را تغيير ميدهد.