داستانهای تخیلی گربهها - داستان
داستانهای تخیلی گربهها - داستان
در این کتاب، ماجرای بچهگربهای بازگو شده که تنهاست و در پشت بام یک خانه زندگی میکند. او روزها میخوابد و شبها گردش میکند. او برای گریز از تنهایی سعی میکند شغلی پیدا کند. اما سراغ هر کاری میرود آن را خطرناک و پر دردسر میبیند. تا این که یک روز تصمیم میگیرد باغبان شود از همین رو به باغچه خانه میرود و علفهای هرز باغچه را میکند؛ اما در همین لحظه پاره آجری به طرفش پرتاب میشود و پایش را زخمی میکند. او پس از آن به دشواری میگریزد و به کسی که او را مجروح ساخته نامهای مینویسد و از او میخواهد که با هم دوست شوند. گروه سنی "ب" مخاطبان این داستان مصور و رنگی هستند.