متلب
متلب
اين داستان روايت زندگي دختري به نام «فريبا» است. پدر فريبا وكيل است. فريبا دلباخته پسري به نام «فرهاد» است، اما پدرش به دلايلي نامعلوم با ازدواج آنها مخالف است. پدر فريبا بدون آنكه مادر فريبا متوجه بشود فريبا را به عقد پسري به نام «علي» درميآورد؛ فريبا علت اين كار را نميداند و از علي متنفر است. كمكم مادر فريبا متوجه ماجرا ميشود و بناي ناسازگاي ميگذارد. فريبا مجبور است با علي زندگي كند تا حقيقت رابطه او با پدرش را كشف كند؛ علي با رفتارش، فريبا را شيفته خود ميكند اما اطرافيان فريبا سعي ميكنند او را از علي دور كنند. تا اينكه فريبا باردار ميشود و تصميم ميگيرد فرزند خود را به قتل برساند اما ...