داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای کودکان و نوجوانان
در این داستان که وقایع آن در یک جنگل رخ میدهد مورچه کوچولویی با دیدن یک اتفاق خطرناک تصمیم میگیرد تا به دنبال خداوند بگردد و او را بیابد. او در جنگل به راه میافتد تا بزرگترین موجود را که فکر میکند همان خداست ببیند اما به هر حیوانی که میرسد متوجه میشود که او خدا نیست به همین دلیل به خانهاش بازمیگردد تا شاید مادرش بتواند پاسخ سؤال او را بدهد.