داستانهای تخیلی غذا خوردن - داستان
داستانهای تخیلی غذا خوردن - داستان
شتر کوچولو هیچوقت احساس گرسنگی نمیکند. او هیچ غذایی را هم دوست ندارد، حتی سبزههای تازه دشت و صحرا را هم دوست ندارد. کمکم، شتر لاغر و لاغرتر میشود. اما گوریل کوچولو، هرچیزی را که میبیند میخورد. او آنقدر میخورد تا چاق و مریض میشود. تمساح هم به جای خوردن غذاهای خودش، عاشق آبنبات، کیک و مرباست، اما دندانهایش یکییکی خراب میشوند. اما کفشدوزک ریزهمیزه، خیلی عاقل است. او هرروز، چند تا شته را با یک برگ گل سرخ میخورد. یک روز کفشدوزک همة دوستانش را برای نهار دعوت میکند و غذاهای خوشمزهای درست مینماید. همه آن روز غذاهای خوشمزهای میخورند که برای سلامتیشان هم مفید است. کتاب حاضر از مجموعة «غذایی که میخوریم» است و برای کودکان گروه سنی «ب» و «ج» تهیه شده است. کودکان در این مجموعه با غذای خوب و خوب غذا خوردن آشنا میشوند.