داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
دختری از یک خانوادة پرجمعیت به اجبار با مردی ازدواج میکند که هیچ توجهی به زن و زندگی خود ندارد. اما دختر بنا به دلایلی مجبور به ادامة زندگی است. پس از مدتی آنها صاحب دختری میشوند. زن حالا دیگر به خاطر دخترش به زندگی ادامه میدهد و دیگر با همسر خود کاری ندارد و دخترک بزرگ میشود و تصمیم میگیرد بنا به مخالفتهای مادرش با پسری بیسواد ازدواج کند، اما طی اتفاقاتی او تصمیم تازهای میگیرد. با این تصمیم، مادرش نیز برای عملی کردن تصمیمی که دارد باید منتظر اتفاق تازهای باشد.